|
دلم پرسيد از پروانه يك شب چرا عاشق شدن درد عجيبي ست ؟ و يادم هست تو يكبار اين را ز يك ديوانه پرسيدي و رفتي چه بايد كرد اين هم سرنوشتي ست ولي دل را به چشمت هديه كردم سر راهت كه مي رفتي تو آن را به يك پروانه بخشيدي و رفتي صـــدايت كردم از ژرفاي يك يـــاس به لحن آبي و نمناك بــــاران نمي دانم شنيدي برنگشتي و يا اين بار نشنيدي و رفتي شبي گفتي نداري دوست من را نمي داني كه من آن شب چه كردم خوشا بر حال آن چشمي كه آن را به زيبايي پسنديدي و رفتي پريشـــان كردي و شيـــدا نمودي تمام جـــاده هاي شعـر من را رها كردي شكستي خرد گشتم تو پايان مرا ديدي و رفتي
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
وتماشای تو زیباست اگر بگذارند به من عاشق مسکین به حقارت منگر دل من وسعت دریاست اگر بگذارند من زاظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند
ما که به هم نمي رسيم , بسه ديگه بذار برم.. کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم؟... حيف تو نيست, کنج قفس چادر غم سرت کنم؟... من نه قلندر شبم , نه قهرمان قصه ها... نه برده ي حلقه به گوش , نه ناجي فرشته ها... تو اين دو روز زندگي , شبيه من فراوونه... يه لحظه چشمات و ببند گذشتن از من آسونه... من عاشقم همين و بس , غصه نداره بي کسي...
دل رو از دنیا بریدن . این همه سختی کشیدن . اما از دست تو ای وای ببین به کجا رسیدم . یه روزی یه روزگاری همه ی عشق من این بود . بشم همون که تو میخوای . فرصتم ندادی ای وای . به روز میشه تنها بمونی . اون وقته که قدر من رو بدونی . اما اون روز خیلی خیلی دیره . کاش میشد این رو بدونی . بدونی هیچکی نمیتونه مثل من عاشقت بمونه . اخه تنهایی خیلی سخته . این رو دلت نمیدونه . دیگه نمیخوام من دست هات رو . دیگه نمیخوام من اشکات رو . دیکه از قلبم تو رفتی . تو رفتی عزیزم . دیگه نمیخوام عاشق باشم . دیگه نیمخوام صادق باشم . دیگه از قلبم تو رفتی .
من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم با فراموشي هم آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم روزی عاشق شوي بفهمي درد را . تلخي بر خوردهاي سرد را...
خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه خیلی سخته عزیزترین کست زت بخواد فراموشش کنی خیلی سخته که هرروزهمه روببینی جزاونی روکه دوستش داری وفکرمیکنی بخاطرش زنده ای........ خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یک نفر از دست بدی اما اون بگه: ن م ی خ وام ت
انتظار واژه غریبی است که روزها یا شایدم ماههاست که به ان خو گرفته ام که چه سخت است انتظار هرصبح طلوعی دیگراست بر انتظارهای فردای من خواهم ماند تنها در انتظار تو چرا نوشتم در برگ تنهایی برای تو نمی دانم شاید روزی بخوانند بر تو عشق مرا می دانم روزی خواهی امد میدانم گریانم خندانم برای ورودت ای عشق وقتی به یادت می افتم به یاد خاطراتت نامه هایت را مرور می کنم یکبار.......نه.......بلکه صدها بار وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد واشک شوق بر روی گونه هایم روانه می شود تنها می گویم همیشه در قلب منی می دانم باز خواهی گشت........میدانم به یاد لحظات خوش انتظار
کجائی؟ دلت می خواد اگه یه روز بدون من رفتی یه جا دنبال مهربونیات اواره شم تو کوچه ها؟؟؟؟؟؟؟ دلم برات تنگ شده پس کی میای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی دل تنگم..........
شده با گفتن یه حرف............ شده با یک نگاه سرد............. پشیمونم کن از رفتن............. یه کاری کن برای من واسه تقدیم بی فردام برای من که می دونی بی تو چقدر تنهام..............
اگه قلبموشکستی به فدای یه نگاهت.این منم چون گل یاس نشستم سر راهت.تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم.اگه من نمردم بدون که رو سیاهم.اگه عاشقی یه درده چهکسی این دردو ندیده.تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده.اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم. میون این همه ادم یه غریب و بی پناهیم .تو ببین به جرم عشقت پر پروازمو بستند .ندیدی من غرور چه بی صدا شکستم.
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
تو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.
|
About
زمانه غریب است نازنین
Home
|